0

غزلیات سنایی غزنوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۷۶
چهارشنبه 11 فروردین 1395  5:08 PM

تا ما به سر کوی تو آرام گرفتیم

اندر صف دلسوختگان نام گرفتیم

در آتش تیمار تو تا سوخته گشتیم

در کنج خرابات می خام گرفتیم

از مدرسه و صومعه کردیم کناره

در میکده و مصطبه آرام گرفتیم

خال و کله تو صنما دانه و دامست

ما در طلب دانه ره دام گرفتیم

یک چند به آسایش وصل تو به هر وقت

از بادهٔ آسوده همی جام گرفتیم

امروز چه ار صحبت ما گشت بریده

این نیز هم از صحبت ایام گرفتیم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها