0

غزلیات سنایی غزنوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۶۸
چهارشنبه 11 فروردین 1395  4:54 PM

راحتی جان را به گفتار ای پسر

آفتی دل را به کردار ای پسر

هر چه باید داری از خوبی ولیک

نیست کردارت چو گفتار ای پسر

مهر و ماهی گر بدندی مهر و ماه

سرو قد و لاله رخسار ای پسر

بشکنی بازار خوبان جهان

چون فرود آیی به بازار ای پسر

خلقی از کار تو سرگردان شدند

تا کجا خواهد شدن کار ای پسر

همچو یعقوبند گریان زان که تو

یوسف عصری به دیدار ای پسر

عشق تو چون پای بند خلق شد

دست را آهسته بردار ای پسر

عاشق‌ست اکنون سنایی بر تو زار

رحم کن بر عاشق زار ای پسر

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها