0

قطعات سلمان ساوجی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

قطعه شمارهٔ ۴۰
سه شنبه 10 فروردین 1395  2:11 PM

مشیر ملک و صلاح زمانه عزالدین

که هر چه هست به جز خدمت تو نیست صلاح

هرآنچه بر دل خصمت گذشته کج بوده

مگر به روز نبرد تو در سهام و رماح

به هر زمین که گذر کرده باد آبادی

نسیم معدلتت جسته از مهب ریاح

بزگوارا یک شمه بشنو از حالم

که چیست بر دلم از گردش صباح و رواح

جماعتی چه جماعت سه چار بی سر و بن

همه به خصمی من بر کشیده قلب و جناح

بر آن امید نشسته که خون من ریزند

که هر چه بود به جز خونشان نبود مباح

بجز هنر همه جرمم دعای دولت توست

که عقد منتظمش کرد روزگار و شاح

به دولت تو بر آرم دمارشان از سر

مرا زبان چو خنجر کفایت است صلاح

تو دیرمان به جهان و جهانیان که تو را

بدین به خلق فرستاد رازق فتاح

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها