0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۸۷۰
دوشنبه 2 فروردین 1395  2:34 PM

تبسمت الزهر والمزن باک

و غررت الودق و الدیک حاک

نسیم عراقی ندانم چه بادی

زمین سپاهان ندانم چه خاکی

بدین مشک سائی و عنبر فشانی

ایا نفحة الریح روحی فداک

ندانم چه نقشی که مثل تو صورت

مصور نگردد ز آبی و خاکی

ریاض بهشتی بدین روح بخشی

چراغ سپهری بدین تابناکی

خرد را فریبی و دل را امیدی

روانرا حیاتی و تن را هلاکی

نه در دل ممکن که در قلب جانی

نه از گل مرکب که از روح پاکی

مررنا باکناف نجد و بتنا

بواد الاراک لعلی اراک

چو خواجو بدست ار جام خور آئین

اگر مست گلچهر اورنگ تا کی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها