غزل شمارهٔ ۸۰۲
دوشنبه 2 فروردین 1395 2:23 PM
ای سنبل تازه دسته بسته
و افکنده برآب دسته دسته
خط تو بنفشهئی نباتی
قد تو صنوبری خجسته
آن هندوی پر دل تو در چین
بس قلب دلاوران شکسته
در دیدهٔ من خیال قدت
چون سرو ز طرف چشمه رسته
پیش دهن شکر فشانت
بی مغز بود حدیث پسته
چون زلف تو در کشاکش افتاد
شد رشتهٔ جان ما گسسته
دریاب که باز کی دهد دست
صیدی که بود ز قید جسته
برخیز و چراغ صبحگاهی
زاه سحرم نگر نشسته
خواجو دل خسته را بزنجیر
در جعد مسلسل تو بسته
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.