0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۰۵
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:21 PM

زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور

بزن سریر توجه ببارگاه سرور

کجا منزل کروبیان بری هودج

از این طوافگه اهرمن نکرده عبور

علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس

اگر برون نبری رخت از اینسرای غرور

چو این سراچهٔ خاکی مقام عاریتیست

بعاریت نتوان گشت از این صفت مغرور

اگر بگلشن انظر الیک ره نبری

کجا بگوش تو آید صفیر طایر طور

ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد

اگر چه بود بفرمان او وحوش و طیور

ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن

کسی که روی نهد پیش رای او جیپور

کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل

به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور

غلام همت صاحبدلان جانبازم

که در عطیه شکورند و در بلیه صبور

ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو

کسی که در کنف کبریا بود مستور

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها