0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۴۹۲
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:17 PM

ای نغمهٔ خوشت دم داود را شعار

وی عندلیب را نفست کرده شرمسار

انفاس روح بخش تو جانرا حیات بخش

و اعجاز عیسوی ز دمت گشته آشکار

دستانسرای گلشن روحانیون ز شوق

بردارد از نوای خوشت نغمهٔ هزار

وین چرخ چرخ زن ز سماع تو هر زمان

چون صوفیان بچرخ درآید هزار بار

ای بس که بلبل سحر از شوق نغمه‌ات

بر سر زند بسان مگس دست اضطرار

مرغ چمن که رود زن بزم گلشنست

پر می‌زند ز شوق تو بر طرف جویبار

با لحن دلفریب تو هنگام صبحدم

بر عندلیب قهقهه زد کبک کوهسار

قولت چو با عمل بفروداشت می‌رسد

بر گو غزل ترانه ازین بیشتر میار

بلبل ز بام و زیر تو با نغمه‌های زیر

خواجو بزیر بام تو با نالهای زار

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها