0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۴۹۱
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:17 PM

ماه یا جنتست یا رخسار

شهد یا شکرست یا گفتار

آهوان صید مردمند و دلم

صید آن آهوان مردمدار

کار ما با ستمگری افتاد

که به جز قصد ما ندارد کار

گل صد برگ را بباید ساخت

فصل نوروز با نوای هزار

پیش عشاق لطف باشد قهر

نزد مشتاق فخر باشد عار

دل بی مهر کی شود روشن

مرغ بی بال کی بود طیار

چه زند عقل با تطاول عشق

چکند صید در کمند سوار

مرغ وحشی اگر عقاب شود

نکند کرکسان چرخ شکار

کامت از دار می‌شود حاصل

گام برگیر و کام دل بردار

نامهٔ نانوشته بیش مخوان

قصهٔ ناشنوده پیش میار

آتش دل بسوخت خواجو را

وقنا ربنا عذاب النار

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها