0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۸۲
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:11 PM

ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند

ای بسا فتنه که هر دم بجهان در فکند

کمر ار نکته‌ئی از وصف میانش گویم

خویشتن را بفضولی بمیان در فکند

گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگر

قلم از حیرت رویش ز بنان در فکند

تا چرا نرگس مست تو بقصد دل من

هردم از غمزه خدنگی بکمان در فکند

بشکرخنده در آور نه یقین می‌دانم

که دهان تو یقین را بگمان در فکند

باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحر

بچمن بلبل شوریده فغان در فکند

قلم ار شرح دهد قصه اندوه فراق

ظاهر آنست که آتش بزبان درفکند

نرگس مست تو از کنج صوامع هر دم

زاهدی را بخرابات مغان در فکند

خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوح

بقدح اشک چو یاقوت روان در فکند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها