0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۶۵
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:10 PM

دل مجروح مرا آگهی از جان دادند

جان غمگین مرا مژدهٔ جانان دادند

پیش خسرو سخن شکر شیرین گفتند

بزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند

آدم غمزده را بوی بهشت آوردند

مرغ را باز بشارت ز گلستان دادند

خبر چشمهٔ حیوان بسکندر بردند

مژدهٔ خاتم دولت بسلیمان دادند

هودج ویس بمنزلگه رامین بردند

پایهٔ سلطنت شاه بدربان دادند

دعد را پرده ز رخسار رباب افکندند

ذره را رفعت خورشید درخشان دادند

عام را خلعت خاص از بر شاه آوردند

خضر را شربتی از چشمهٔ حیوان دادند

تشنهٔ بادیه را باز رساندند بب

کشتهٔ معرکه را بار دگر جان دادند

باغ را رونقی از سرو روان افزودند

کاخ را زینتی از شمع شبستان دادند

مژدهٔ آمدن خواجه به خواجو بردند

بنده را آگهی از حضرت سلطان دادند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها