0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۹۶
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:09 PM

صوفی اگرش بادهٔ صافی نچشانند

صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند

بنگر که مقیمان سراپردهٔ وحدت

در دیر مغان همسبق مغبچگانند

رو گوش کن از زمزمهٔ ناله ناقوس

آن نکته که ارباب خرد واله از آنند

در حلقهٔ رندان خرابات مغان آی

تا یکنفس از خویشتنت باز رهانند

از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت

کاین طایفه در کوی خرابات مغانند

از مغبچگان می‌شنوم نکتهٔ توحید

و ارباب خرد معنی این نکته ندانند

سر حلقهٔ رندان خرابات چو خواجوست

زان همچو نگینش همه در حلقه نشانند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها