0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۷۷
دوشنبه 2 فروردین 1395  1:06 PM

هر نسخه که در وصف خط یار نویسند

باید که سوادش بشب تار نویسند

در چین صفت جعد سمن سای نگارین

هر نیمشب از نافهٔ تاتار نویسند

ای بس که چو من خاک شوم قصهٔ دردم

صاحب‌نظران بر در و دیوار نویسند

باید که حدیث من دیوانهٔ سرمست

ارباب خرد بر دل هشیار نویسند

هرنکته که در سکه من نقش بخوانند

آنرا بطلا بر رخ دینار نویسند

شرح خط سبز تو مقیمان سماوات

هر شام برین پردهٔ زنگار نویسند

از تذکره روشن نشود قصهٔ منصور

الا که بخون بر ز بردار نویسند

گر در قلم آرند وفانامهٔ عشاق

اول سخنم بر سر طومار نویسند

هر جور که برما کند آن یار جفا کار

شرطست که یاران وفادار نویسند

آن قصه که فرهاد زدی جامهٔ جان چاک

رسمست که بردامن کهسار نویسند

مستان خرابات طرب‌نامهٔ خواجو

بر حاشیهٔ خانهٔ خمار نویسند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها