0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۱۵
دوشنبه 2 فروردین 1395  12:46 PM

ای قمر تابی از بناگوشت

شکر آبی ز چشمهٔ نوشت

جاودان مست چشم می گونت

واهوان صید خواب خرگوشت

خسرو آسمان حلقه نمای

حلقه در گوش حلقه در گوشت

آن خط سبز هیچ دانی چیست

که دمید از عقیق در پوشت

از زمرد ز دست خازن حسن

قفل بر درج لعل خاموشت

ایکه هرگز نمی‌کنی یادم

نکنم یک نفس فراموشت

کاش کامشب بدیدمی در خواب

مست از آنسان که دیده‌ام دوشت

گر چه ما بیتو زهر می‌نوشیم

باد هرمی که می‌خوری نوشت

تو از آن برتری بزیبائی

که رسد دست ما در آغوشت

چهرهٔ خویش را در آینه بین

تا ببینیم مست و مدهوشت

باده امشب چنان مخور خواجو

که چو دیشب برند بر دوشت

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها