0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۵۲
دوشنبه 2 فروردین 1395  12:42 PM

رخت خورشید را یات جمالست

خطت تفسیر آیات کمالست

هلال ارزانکه هر مه بدر گردد

چرا پیوسته ابرویت هلالست

خیالت بسکه می‌آید بچشمم

اگر خوابم بچشم آید خیالست

چو داند حال او کز تشنگی مرد

کسی کو برلب آب زلالست

بگو ای باغبان با باد شبگیر

که بلبل در قفس بی پر و بالست

نسیم نافه یا بوی عبیرست

شمیم روضه یا باد شمالست

مقیم ار بنگری در عالم جان

میان لیلی و مجنون وصالست

اگر در عالم صورت فراقست

بمعنی با تو ما را اتصالست

چرا وصل تو برخواجو حرامست

نه آخر خون مسکینان حلالست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها