0

قصاید خاقانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم
دوشنبه 2 فروردین 1395  10:14 AM

دندان نکنی سپید تا لب

از تب نکنم کبود هر دم

گر گونهٔ غمگنان ندارم

زان نیست که هستم از تو خرم

دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراک

بسیار دمیدم آتش غم

از جور تو آفتاب عمرم

بالای سر آمده است ارحم

خاقانی را به نیش مژگان

بس کز رگ جان گشاده‌ای دم

در خاطر او ز آتش و آب

عشق تو سپه کشد دمادم

زان آتش و آب رست سروی

کز فیض بهاء دین کشد نم

مصباح امم امام اکمل

مفتاح همم همام اکرم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها