0

غزلیات خاقانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۲۵
یک شنبه 1 فروردین 1395  5:25 PM

گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم

از سر کوی تو پای بازنگیرم

زخم سنان تو را سپر کنم از دل

تا تو بدانی که با تو راست چو تیرم

خصم و شفیعم توئی ز تو به که نالم

کز توی ناحق گزار نیست گزیرم

ساخته‌ام با بلای عشق تو چونانک

گر عوضش عافیت دهی نپذیرم

بی‌تو چو شمعم که زنده دارم شب را

چون نفس صبح‌دم دمید، بمیرم

زخمهٔ عشق تو راست از دل من ساز

زاری خاقانی است نالهٔ زیرم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها