0

غزلیات خاقانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۸۲
یک شنبه 1 فروردین 1395  5:16 PM

آن کو چو تو دلربای دارد

بر فرق زمانه پای دارد

سخت آباد است خانهٔ حسن

تا روی تو کدخدای دارد

خوش عطاری است باد شب‌گیر

تا زلف تو مشک‌سای دارد

جان کز تو در این مقام دور است

آهنگ دگر سرای دارد

هیهات که روی دل‌ربایت

با ما به وصال رای دارد

سلطان سعادت آنچنان نیست

کاندیشهٔ هر گدای دارد

خاقانی از آسمان گذشته است

تا خاک در تو جای دارد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها