فصل دوم انجیل برنابا
دوشنبه 16 فروردین 1395 1:26 PM
فصل دوم
(1)اما مريم چون دانا به مشيت خداي بود ودر باطن ترسناك بود از اينكه به غضب درآيد طايفه اش بر او بواسطه ي اينكه آبستن است،وسنگ باران كنند او را كه گويا او مرتكب زنا شده،شوهري از عشيره ي خود براي خود اختيار نمود خوش كردار،كه يوسف نام داشت.
(2)زيرا نيكوكار پرهيزگار بود از محرمات خداي و تقرب مي جست بسوي او به روزه و نماز ها ومعيشت خود را به كسب دست خود مي كرد؛چون كه او نجار بود.
(3)اين همان مردي است كه او را عذرا مي شناخت واو راشوهر خود اختياركرده بود و كشف كرده بود او را به الهام الاهي.
(4)پس چون يوسف نيكوكار بود عزم نمود-وقتي كه مريم را آبستن ديد-بردوري كردن از او؛چونكه پرهيز ميكرد خداي را.
(5)در بين اينكه او خواب بود،ناگهان فرشته ي خداي او را سرزنش نموده،گفت:
(6)چرا عزم نموده اي بر دوري كردن از زن خويش .
(7)پس بدان، بدرستي كه آنچه در او پيدا گرديده ؛فقط به خواست خدا ي پيدا گرديده.پس زود است بزايد عذرا پسري.
(8)نيز زود است او را بناميد يسوع.
(9)باز مي داري از او خمر و مسكر و هرگوشت ناپاك را
(10)زيرا او قدوست خداست از رحم مادرش؛پس به درستي كه او پيغمبري است ازخداي كه فرستاده شده به سوي دودمان اسرائيل،تا برگرداند يهوديه را به سوي دلش.
(11)وسلوك نمايد اسراييل درشريعت پروردگار،چنانكه او نوشته شده در ناموس موسي.
(12)زود است بيايد با قوّت بزرگي كه عطا ميفرمايد به او خداي.
(13)نيز زود است بياورد آيات بزرگي را كه سبب نجات بسياري بشود .
(14)پس چون يوسف بيدار شد ازخواب ،شكر كرد خداي را وبه سر برد با مريم درمدّت عمرش؛خدمت كنان خداي را به تمام اخلاص.
منبع: http://313havvari.blog.ir/post/Download%20gospel%20nearest%20Bible%20to%20Islam
__________________________________________________
__________________________________________________