0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴
جمعه 28 اسفند 1394  9:25 PM

بسکه ما را بر آن لقاست نگاه

عالمی را به چشم ماست نگاه

حیرت امروز بی بلایی نیست

از مژه دست بر قفاست نگاه

مایهٔ بینش است ضبط نفس

گر به شبنم تند هواست نگاه

بی‌صفا زنگ برنمی‌خیزد

مژهٔ‌ بسته را عصاست نگاه

حرص معنی شکار عبرت نیست

دیدهٔ دام را کجاست نگاه

فکر رحلت خجالتی دارد

دم رفت‌ن به پیش پاست نگاه

غنچه شو چشم ازین و آن بربند

که درین باغ خونبهاست نگاه

بال شوق رسا تری نکشد

همچو شبنم سرشک ماست نگاه

بزم ما بسکه محو جلوهٔ اوست

شیشه‌ گر بشکنی صداست نگاه

حسرت حسن نو خطی داریم

طالب جنس توتیاست نگاه

مژده دستی بلند خواهد کرد

چشم وا می‌کنم دعاست نگاه

بیدل افسانهٔ دگر متراش

با همین رنگ آشناست نگاه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها