0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۶۶۸
جمعه 28 اسفند 1394  6:56 PM

در هوس گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست سر میخار

مگذر از عشرت برهنه‌سری

پای ‌پیچ است پیچش دستار

فرصتی نیست نقد کیسهٔ صبح

ای هوا مایه‌ات نفس بشمار

فکر جولان مکن ‌که روی زمین

از هجوم دل است آبله‌ زار

چون نگین بهر سجدهٔ نامی

بسته‌ایم از خط جبین زنار

سیر مجمل‌، مفصلی دارد

دانه مهریست بر سر طومار

چیست معمورهٔ فریب جهان

دل بنای شکستگی معمار

شش جهت از دل دو نیم پر است

خاطرت خوش که گندم است انبار

غره منشین به حاصل دنیا

نیست جز مرگ نقد کیسهٔ مار

کینه‌ خیز است طبعهای درشت

سنگ باشد زمین تخم شرار

چون ‌گهر کسب‌ عزت ‌آسان نیست

سر به‌کف ‌گیر و آبرو بردار

بیدل افسانه بشنو و تن زن

شب دراز است وگفت ‌و گو بیکار

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها