0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۶۴۳
جمعه 28 اسفند 1394  6:55 PM

چینی هوسان عبرت مستور ببینید

رسوایی موی سر فغفور ببینید

دام است پراکنده و صیدی به نظر نیست

هنگامه‌ ی این سلسله‌ ی کور ببینید

بی‌پرده عیان است چه دنیا و چه عقبا

در بستن مژگان همه را عور ببینید

خلقی است درین عرصه جنون‌تاز تعین

کر و فرآثارپر مور ببینید

این سال و مه عیش ‌که دیدید ز احباب

تا حشر همان عبرت عاشور ببینید

روزی دو تماشای حلاوتگه هستی

از روزنهٔ خانهٔ زنبور ببینید

اشکال درین دشت و در آثار سیاهی است

نزدیکی هر جلوه ز خود دور ببینید

صد فاید در پرده اخلاق نهان است

مرهم شده بر هیأت ناسور ببینید

الفتکدهٔ انجمن‌آرایی مستان

در یکدلی از خوشهٔ انگور ببینید

ذرات جهان چشمهٔ انوار تجلی است

هرسنگ‌که آید به نظرطورببینید

تمییز بد و نیک درین بزم حجاب است

تا هست نگه مایهٔ مقدور ‌ببینید

آن جلوه ‌که در عالم امکان نتوان دید

در آینهٔ بیدل معذور ببینید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها