0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۶۶۱
جمعه 28 اسفند 1394  5:19 PM

شیخ تا عزم بر نماز شکست

صد وضو تازه‌ کرد و باز شکست

صوفی افکند بر زمین مسواک

وجد دندان این گراز شکست

شبهه درس تامل من و تست

رنگ تحقیق از امتیاز شکست

عیش سربسته داشت خاموشی

لب‌گشودن طلسم راز شکست

بر زمین تاخت حادثات فلک

به نشیب آمد از فراز شکست

ادب‌آموز بود وضع سپهر

گردن ما خم نیاز شکست

دل خراب اعاده درد است

شیشه را حسرت‌گداز شکست

ناامیدی کلید مطلبهاست

ای بسا در که ‌کرد باز شکست

دستگاه آنقدر نباید چید

آستینی ‌که شد دراز شکست

مطرب این ندامت انجمنیم

نغمهٔ‌ ماست عجز و ساز شکست

بیدل از پیکر خمیده ما

ناتوانی ‌کلاه ناز شکست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها