0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۷۲۶
جمعه 28 اسفند 1394  5:12 PM

وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیست

موجهٔ دریای ناز ابروی جانان‌کیست

سایه‌ زلف ‌که شد سرمه‌کش چشم شام

خنده فیض سحر چاک گریبان کیست

حسن بتان اینقدر نیست فریب نظر

گر نه تویی جلوه‌گر آینه حیران‌ کیست

صدگل عیشم به دل خنده زد از شوق زخم

تکمه‌ جیب امید غنچهٔ پپکان‌ کیست

آتش دل شد بلند از کف خاکسترم

باد مسیحای شوق جنبش دامان کیست؟

رنگ بهار خیال می‌چکد از دیده‌ام

این‌گل حیرت نگاه شبنم بستان‌ کیست

ناز به خون می تپد در صف مژگان یار

بر در این میکده حلقهٔ مستان کیست

سبحه‌ دل را نشد رشته‌ جمعیتی

درتک و پوی خیال ریگ بیابان کیست

دل ز پی‌اش رفت و من می‌روم از خویشتن

عیب جنونم مکن ناله به فرمان‌کیست

از مژه تا دامنم مشق ز خود رفتنیست

اشک جنون ‌تاز من طفل دبستان‌ کیست

بیدل اگر لعل او نیست تبسم‌فروش

شبنم‌ گلهای زخم‌ گرد نمکدان‌ کیست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها