0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۷۱۱
جمعه 28 اسفند 1394  5:12 PM

ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستی‌ست

در شیشهٔ این رنگ پریزاد شکستی‌ست

گوهر ز حباب آن همه تفریق ندارد

هرجاست سری درگره باد شکستی‌ست

تصویر سحر ‌رنگ سلامت نفروشد

صورتگر ما خامهٔ بهزاد شکستی‌ست

پیچ و خم عجزیم‌، چه ناز و چه تعین‌؟

بالیدن امواج به امداد شکستی‌ست

چون رنگ چه‌“‌بالم به غباری‌که ندارم

از خویش فراموشی من یاد شکستی‌ ست

تنها دل عاشق تپش یأس ندارد

هرشیشه تنک مشرب فریاد شکستی‌ست

بیدل نخوری عشوهٔ تعمیر سلامت

ویرانی بنیاد تو آباد شکستی ست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها