0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۸۳
جمعه 28 اسفند 1394  4:22 PM

پرکرده جرو لایتجزاکتاب ما

در انتظار نقطه کم است انتخاب ما

هردم زدن به وهم دگر غوطه می‌زنیم

توفا‌ن ندارد افت موج سراب ما

گردی دگر بلند نمی‌گردد از نفس

تعمیر می‌رمد ز بنای خراب ما

فانوس جسم شمع هزار انجمن بلاست

مستی بروون شیشه ندارد شراب ما

ایجاد ظرف‌کم چقدر ننگ فطرت است

تر شد جبین بحرروضع حباب ما

قسمت ز تشنه‌گامی گوهرکباب شد

در بحر نیز دست زنم شست آ‌ب‌ما

بر ما ستیزه در حق خود ظلم‌کردن است

آتش، تأملی که نگرید کباب ما

صید افکن از غرور نگاهی نکرد حیف

شد خاک بر زمین سر دور از رکاب ما

صد دشت ماند ذرة ما آن سوی خیال

آه از سیاهیی که نکرد آفتاب ما

زین قیل و قال در نفس واپسین‌گم است

خاموشی که می‌دهد آخر جواب ما

آسوده‌ایم لیک همان پایمال وهم

مانند سایه زیر سیاهی است خواب ما

صد چرخ زد سپهر و زما نیستی نبرد

صفر دگرتونیزفرا برحساب ما

عمر شراروبرق به فرصت نمی‌کشد

بیدل گذشته‌گیر درنگ از شتاب ما

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها