غزل شمارهٔ ۴۷
جمعه 28 اسفند 1394 4:12 PM
در عالمیکه با خود رنگی نبود ما را
بودیم هرچه بودیم او وانمود ما را
مرآت معنی ما چون سایه داشت زنگی
خورشید التفاتش از ما زدود ما را
پرواز فطرت ما، در دام بال میزد
آزادکرد فضلش از هر قیود ما را
اعداد ما تهیکرد چندانکه صفرگشتیم
از خویشکاست اما بر ما فزود ما را
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.