نظر شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنج شنبه 27 اسفند 1394 7:53 PM
هنوز از در حرم بیرون نیامده بود ڪه چادرش را برداشت؛ روωـرے اش را شل تر ڪرد و
آهے ڪشید و گـ؋ـت: داشتم خـ؋ـه مے شدم. همینطور ڪه بهش نگاه مے
ڪردم،چشمم به ڪیـ؋ـش اـ؋ـتاد ڪه شاید ۲-۳ ڪیلویے بود خواـωـتم بگویم،
اے چادر! چقدر غریبی؛
ڪه صداے تق تق ڪـ؋ـش هایش توجه مرا به خودش جلب ڪرد، ڪـ؋ـش هایے با
پاشنه هاے آنچنانے ڪه حتے راه ر؋ـتن را به ωـختے انجام مے داد و گـ؋ـتم: اے چادر!
چقدر غریبے .
چقدر غریبے ڪه حاضرند ڪیـ؋ پر از وωـایل تباهے شان را ωـاعت ها بر دوش
بڪشند،اما وزن ڪم تو را تحمل نڪنند.
اے چادر! چقدر غریبی؛
اگر با ڪـ؋ـش هاے پاشنه بلندشان و …..صد بار زمین بخورند با خنده بلند مے شوند
اما ڪاـ؋ـیـωـت یڪ بار با تو برایشان اتـ؋ـاقے بیـ؋ـتد، چقدر ωـریع ڪنارت مے زنند و
براے ڪنار زدنت ؋ـلـωــ؋ـه مے باـ؋ـند و آیه توجیه مے ڪنند.
حجاب، ωـڪوے پرواز زن به ωـمت آـωـمان اـωـت نمے دانم چرا برخے به زمین عادت
ڪرده اند؟