0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۸۷۸
جمعه 30 بهمن 1394  10:18 AM

ای در دل من چو جان کجایی؟

وی از نظرم نهان کجایی؟

کردی ز برم کناره چونی؟

رفتی بدر از میان کجایی؟

پیش آمدی از زمین چه چیزی؟

بگذشتی از آسمان کجایی؟

گفتی که: من از جهان برونم

ای از تو پر این جهان، کجایی؟

در هیچ مکان نه‌ای و بی‌تو

نادیده کسی مکان، کجایی؟

آن چیز که گفتم آن نباشی

آن عین تو بد، تو آن کجایی؟

در هر چیزی نشانی از تست

وانگاه تو بی‌نشان کجایی؟

از ما تو اثر نمی‌گذاری

ما بر اثرت دوان، کجایی؟

هستیت یقین شد اوحدی را

ای بی‌تو یقین گمان، کجایی؟

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها