0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۷۹۰
جمعه 30 بهمن 1394  10:10 AM

من به هر جوری نخواهم کرد زاری

زانکه دولت باشد از خوی تو خواری

گفته‌ای: خونت بریزم،سهل باشد

بعد ازین گر بر سرم شمشیر باری

گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمم

اشک باریدن در آن شبهای تاری

بر ندارم سر ز خاک آستانت

من خود این خیر از خدا خواهم به زاری

با تو خواهم گفت هر جوری که کردی

گر نخواهی عذرم، آخر شرم داری

اوحدی مقبل شود در هر دو عالم

ار قبولش می‌کنی روزی به یاری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها