0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۷۲۲
جمعه 30 بهمن 1394  10:01 AM

ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده

جز رند خراباتی آن باده ننوشیده

رندان سر افرازش دستار گرو کرده

خوبان طرب سازش رخسار نپوشیده

رندان وی از سستی بر چرخ سبق برده

خوبان وی از مستی در عربده کوشیده

بی‌فتنه مقیمانش فعلی نپسندیده

بی‌باده حریفانش قولی ننوشیده

زان باده چو تر گردی، از صومعه برگردی

وانگاه به سر گردی، ای زاهد خوشیده

هر دل که توانسته این حال طلب کرده

چون حال بدانسته دیگر نخروشیده

تا اوحدی افتاده اندر پی این باده

پستان سعادت را بگرفته و دوشیده

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها