0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۶۸۰
جمعه 30 بهمن 1394  9:58 AM

زود شود باز بستهٔ تو

عاشق از دام جستهٔ تو

رونق گل می‌برد همیشه

عارض چون لاله دستهٔ تو

آن شکرینی، که وقت بوسه

قند بریزد ز پستهٔ تو

رحم، که بر هم شکست ما را

طرهٔ در هم شکستهٔ تو

وقت نیامد که باز بندی؟

رشتهٔ عهد گسستهٔ تو

عید من آن دم بود که بینم

ماه جمال خجستهٔ تو

تن به سرشک چو سیم شویم

زان تن چون سیم شستهٔ تو

اوحدی، اینجا چه گرد خیرد؟

زین دل در خون نشستهٔ تو

طاقت تیر غمش نیاورد

سینهٔ مجروح خستهٔ تو

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها