0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۰۲
جمعه 30 بهمن 1394  9:25 AM

مدتی من به کار خود بودم

با خود و روزگار خود بودم

صورتی چند نقش می‌بستم

گر چه صورت نگار خود بودم

به دیدار کسان شدم ناگاه

گر چه هم در دیار خود بودم

بدر هر حصار می‌گشتم

نه که من در حصار خود بودم؟

سالها یار،یار، می‌گفتم

خود به تحقیق یار خود بودم

یک شبم یار در کنار کشید

روز شد، در کنار خود بودم

اوحدی پیش من حجاب نشد

زانکه خود پرده‌دار خود بودم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها