0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۴۹۶
جمعه 30 بهمن 1394  9:24 AM

من بادهٔ عشق نوش کردم

چون مست شدم خروش کردم

هر عربده‌ای که باده انگیخت

با زاهد خرقه‌پوش کردم

هر کس که زما و من سخن گفت

او را به دو می خموش کردم

چون هوش برفت از رقیبان

این بار حدیث هوش کردم

پندم مده، ای رفیق، بسیار

انگار که: پند گوش کردم

بگذار، که من نماز خود را

در خانهٔ می فروش کردم

بر آتش عشق اوحدی را

امروز تمام جوش کردم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها