0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۴۱۹
جمعه 30 بهمن 1394  9:05 AM

بیا، که صفهٔ ما بوریای میکده بس

بخور خانه نسیم هوای میکده بس

ز میر و خواجه ملولیم، بعد ازین همه عمر

حضور و صحبت رند و گدای میکده بس

به منعمان بهل آواز چنگ رندان را

ترانهٔ سبک از جار تای میکده بس

ز قلیه‌های بزرگان سر که پیشانی

مرا سه جرعهٔ بر ناشتای میکده بس

گرم به صفهٔ صدر ملک نباشد بار

نشستنم به میان سرای میکده بس

مرا به صومعه، گو: شیخ شهریار مده

سر مرا به جهان خشت‌های میکده بس

گر اوحدی دگری را دعا کند گو: کن

مرا دعای مغان و ثنای میکده بس

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها