0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۸۳
جمعه 30 بهمن 1394  8:54 AM

مگذر، ای ساربان، ز منزل یار

تا دمی در غمش بگریم زار

از برای کدام روز بود؟

اشک خونین و دیدهٔ‌خونبار

گر قیامت کنیم، شاید، از آنک

با قیامت فتادمان دیدار

پار با دوست بوده‌ایم این جا

آه ازین پیش دوست بودن پار!

ساقی، از جام باده‌ای داری

به چنین فرصتی بیا و بیار

مطرب، ار مانعی و عذری نیست

نفسی وقت عاشقان خوش دار

غزلی ز اوحدی گرت یادست

بر منش خوان به یاد آن دلدار

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها