0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۰۲
جمعه 30 بهمن 1394  8:41 AM

مطرب، مهل که محنت و غم قصد جان کند

راهی سبک بیار، که رطلم گران کند

گیر و گرفت چیست؟ چو با عشق ساختیم

بر ما گرفته گیر که وصلی زیان کند

گر مهر و ماه را به در او برم شفیع

بر من به جهد اگر دل او مهربان کند

جز دیده و دلم نپسندد نشانه‌ای

تیری که چشم و ابرویش اندر کمان کند

دیدیم سروها که نشانند در چمن

لیکن کسی ندید که سروی روان کند

صورت کشند و نقش بر ایوان، نه این چنین

کش نوش در لب و گهر اندر دهان کند

شاید که اوحدی: بنویسد حدیث خویش

با دوستان حکایت ازین داستان کند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها