0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۶۶
جمعه 30 بهمن 1394  8:39 AM

نه آخر دل من خراب از تو شد؟

نه آخر دو چشمم پرآب از تو شد؟

نه آخر تن ناز پرورد من

گرفتار چندین عذاب از تو شد؟

مکن خواب و چشم مرا غم بخور

کزین گونه بی‌خورد و خواب از تو شد

ز لب آب وصلی بدین سینه ریز

که برآتش غم کباب از تو شد

چو چنگم به گفتار خوش می‌نواز

که فریاد من چون رباب از تو شد

به یاقوت خود حال اشکم بپرس

که بر چهره چون لعل ناب از تو شد

متاب از بر اوحدی روی خویش

که بیچاره در تنگ و تاب از تو شد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها