0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۴۷
جمعه 30 بهمن 1394  8:36 AM

او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد

ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد

نی، چه باک از نالهٔ من لاله‌رویی را؟ که صد پی

همچو گل برگریهٔ شبگیر من خندیده باشد

ماه گردون از برای گرد خاک آستانش

ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد

گفتمش: بر روی خاک‌آلود من نه پای، گفتا:

چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟

بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته

پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد

او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم

همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد

اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت

کرده باشد گوش، می‌دانم که نپسندیده باشد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها