0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۹۷
جمعه 30 بهمن 1394  8:32 AM

جز لبم شرح میان او نکرد

جز دلم وصف دهان او نکرد

روی اقبالی ندید آن سر، که زود

جای خود بر آستان او نکرد

راز دل زان فاش می‌گردد، که دوست

چارهٔ درد نهان او نکرد

هر که قتل ما بدید آگاه شد:

کان به جز تیر و کمان او نکرد

آنکه سر در پای عشق او نباخت

دست وصل اندر میان او نکرد

خاطر آشفتهٔ ما کی کند؟

عشرتی کندر زمان او نکرد

بر که نالد اوحدی زین پس، که دوست

گوش بر آه و فغان او نکرد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها