0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۸۶
جمعه 30 بهمن 1394  8:05 AM

ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟

غم ز حد بگذشت، غم‌خوارم کجاست؟

وقت کارست، ای نسیم، از کار او

گر خبر داری، بگو دارم، کجاست؟

خواب در چشمم نمی‌آید به شب

آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟

بر در او از برای دیدنی

بارها رفتم، ولی بارم کجاست؟

دوست گفت: آشفته گرد و زار باش

دوستان آشفته و زارم، کجاست؟

نیستم آسوده از کارش دمی

یارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟

تا به گوش او رسانم حال خویش

نالهای اوحدی‌وارم کجاست؟

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها