0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۶
جمعه 30 بهمن 1394  7:53 AM

ای چراغ چشم توفان بار ما

بیش ازین غافل مباش از کار ما

هر زمانی در به روی ما مبند

گر چه کوته دیده‌ای دیوار ما

شکر آن که خواب می‌گیرد به شب

رحمتی بر دیدهٔ بیدار ما

ای که با هر کس چو گل بشکفته‌ای

بیش ازین نتوان نهادن خار ما

کاشکی آن رخ نبودی در نقاب

تا نکردی مدعی انکار ما

با چنان ساعد که بر بازوی اوست

کس نپیچد پنجهٔ عیار ما

خلق عالم گر شوند اغیار و خصم

نیست غم، گر یار باشد یار ما

اوحدی، می‌بوس خاک آستان

کندر آن حضرت نباشد بار ما

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها