ظهور منجی در آینه روایات
دوشنبه 26 بهمن 1394 10:33 AM
ظهور منجی در آینه روایات
در روایات داریم: قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وسیلة رُعب، نصرت مى شود و دولت هاى ستمگر و دستگاه هاى ظالم مرعوب او مى شوند. این، چیزى است که ما امروز ... در روایات داریم: قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وسیلة رُعب، نصرت مى شود و دولت هاى ستمگر و دستگاه هاى ظالم مرعوب او مى شوند. این، چیزى است که ما امروز یک نمونة کوچکش را در جامعة خودمان داریم مى بینیم. امروز حکومت ما و جامعة ما و نظام اسلامى ما که یک رشحه اى از رشحات حکومت اسلامى است، یک قطره اى از اقیانوس آن عظمت الهى و سلطان الهى است، آنچنان در دل قدرتمندان عالَم و ظالمین، رعب انداخته که خودِ این رعب، وسیلة پیروزى ماست.
نصرت الهى او را تأیید می کند. زمین در مقابل او پیچیده است؛ یعنى در اختیار او و در قبضة قدرت او قرار مى گیرد. گنجینه ها براى او ظاهر خواهد شد، و قدرت او به مشرق و مغرب عالم گسترش پیدا خواهد کرد. این قدرت در جهت آبادانى عالم صرف خواهد شد، نه در جهت سیطرة بر منافع انسان ها و به استضعاف کشاندن انسان ها. در تمام گسترة جهان، هیچ نقطة ویرانى وجود نخواهد داشت، مگر اینکه آباد بشود؛ حالا چه ویرانى هایی که به دست بشر انجام شده، چه ویرانى هایی که به وسیلة جهالت بشر بر انسانها تحمیل شده.
یک روایت دیگر از امام باقر علیه السلام می فرماید: «زمانی که قائم قیام کند شخص نیازمند از جیب برادرش بدون هیچ مانعی حاجت خود را بر می دارد.» این اشارة به اخلاق برابرى طلبى و مساوات گرایی انسان هاست، ایثار و گذشت انسان هاست. نجات دل انسان ها از تسلطِ بُخل و حرص، که بزرگ ترین وسیله براى بدبخت کردن انسانها بوده؛ مبشّر یک چنین حالتى است. این در حقیقت نشان دهندة آن نظام سالم اسلامىِ اخلاقىِ اقتصادىِ اجتماعىِ آن روز است. یعنى زور و اجبارى در کار نیست، خود انسانها از آن بخلِ انسانى و حرصِ انسانى نجات پیدا می کنند و یک چنین بهشت انسانیتى به وجود مى آید.
باز در یک روایت دیگر داریم، این بخشش هایی که حکومتهاى مستکبر عالم به دوستانشان، به یارانشان همیشه می کنند؛ حاتم بخشى ها، از کیسۀ ملت ها به این و آن بخشیدنها، اینها دیگر بساطش در دنیا برچیده خواهد شد. قطیعه که در گذشته به یک شکل بود، امروز به یک شکل دیگر است. در گذشته به این صورت بود که یک خلیفه اى، یک سلطانى، یک تکه زمینى را، یک صحرایی را، یک دهى را، یک شهرى را، گاهى یک استانى را مى بخشید به یک نفر، مى گفت برو هر کار مى خواهى آنجا بکن؛ از مردمش مالیات بگیر، از مزارعش استفاده کن، هر گونه بهرة مادى دارد مال تو. یک حقى هم به سلطان باید مى داد. امروز هم در شکل انحصارات گوناگونِ نفتى و تجارى و صنعتى و فنى و این صنایع بزرگ و این انحصارات بی چاره کنندة ملت ها، اینها همه اش در حقیقت در حکم قطیعه است، براى خاطر اینکه این هم به کمک بند و بست با حکومت ها و رشوه دادن و رشوه گرفتن به وجود مى آید. این بساطهاى انسان کُش و فضیلت کُش از بین خواهد رفت و وسیلة بهرة انسانها، در اختیار همة آنها قرار خواهد گرفت.
در یک روایت دیگر، باز ناظر به وضع اقتصادى مى فرماید: «بین مردم، آن چنان مساوات در امور مالى و اقتصادى را برقرار خواهد کرد، که یک نفر فقیرى که شما بتوانید زکات مالتان را به او بدهید پیدا نخواهید کرد؛ و اینجا زکات طبعاً مصروف خواهد شد براى مصارف عمومى و به فقرا دیگر داده نمى شود، چون فقیرى آن روز در دنیا نیست؛ و از این قبیل روایات که ترسیم کنندة یک بهشت اسلامى و یک دنیاى واقعی است فراوان است.
جامعه اى که در آن نشانى از ظلم و طغیان و عُدوان و ستم نیست؛ جامعه اى که در آن اندیشة دینى و اندیشة علمى انسان ها در سطح بالاست؛ جامعه اى که در آن همة برکات و همة نِعم و همة نیکی ها و زیبایی هاى عالم بروز می کند و در اختیار انسان قرار مى گیرد؛ و بالاخره جامعه اى که در آن تقوا و فضیلت و گذشت و ایثار و برادرى و مهربانى و یکرنگى، اصل و محور است.
منبع: کتاب انسان 250 ساله مقام معظم رهبری