پاسخ به:رسانه های انقلابی
چهارشنبه 21 بهمن 1394 1:42 PM
انقلاب اسلامی ایران، پدیدهای شگرف در تاریخ معاصر است که توجه به ابعاد آن میتواند زمینه مناسبی برای مطالعات جامعهشناسی انقلاب باشد. در هر انقلابی، نحوه ارتباط بین انقلابیون و توده مردم در پیشرفت اهداف انقلاب مؤثر بوده است. در جامعهشناسی انقلاب اسلامی نیز عامل ارتباطگیری و پیامرسانی بهعنوان یک وسیله مهم در گسترش انقلاب از مرکز به سراسر کشور مورد توجه نویسندگان بوده است. با توجه به شرایط تاریخی وقوع انقلاب اسلامی، رسانههای مختلفی در سطح ایران و جهان حضور داشتهاند که آن رسانهها به دو دسته مهم تقسیم میشوند: رسانههای سنتی و رسانههای جدید. رسانهها یکی از ابزارهای تبلیغاتی و جایی برای مبارزه با شرایط خفقانآور حاکم بر فضای قبل از انقلاب بودند. اگرچه رسانهها در آن زمان مانند امروز در دسترس و گسترده نبودند و این رسانههای سنتی بودند که خبر را دهان بهدهان و گوش به گوش میرساندند. همین اطلاعرسانی در قالب گروههای کوچک، محله و شهر شکل وسیعتری بهخود میگرفت تا جایی که میتوان یکی از عوامل موثر در پیروزی انقلاب را نقش رسانههای انقلابی دانست. رسانهها و ابزارهای تبلیغاتی قبل از انقلاب، مانند تلویزیون، رادیو، سینما، روزنامه، نوار ضبط صوت، منابر و اعلامیهها بودند. این رسانهها چند ویژگی بارز داشتند، یکی از ویژگیهای آنها این بود که نسبت به امروز محدودیتهایی داشته و کارایی رسانههای امروز را نداشتند. از دیگر ویژگی این رسانهها این است که از آنها میتوان بهعنوان رسانههای سیاسی نام برد، رسانه سیاسی به آن دسته از ابزار و وسایل ارتباط جمعی گفته میشود که بخش عمدهای از پیامهای آنها محتوای سیاسی دارند. این رسانهها در دو گروه سنتی و مدرن یا کوچک و بزرگ تقسیم میشوند. منابر و مساجد را میتوان رسانههای سنتی، نوارهای ضبط صوت را رسانههای کوچک و مطبوعات، فیلم، رادیو و تلویزیون را رسانههای مدرن و بزرگ نامید. با توجه به جو سیاسی قبل از انقلاب و درگیریهای سیاسی میتوان گفت که این رسانهها تا حد زیادی و یا کاملا سیاسی بودند.
رسانههایی مثل تلویزیون، رادیو، سینما و مطبوعات زیر نظر مستقیم رژیم پهلوی بودند و از هرجهت سعی در حفظ و تثبیت حاکمیت این رژیم داشتند و اگر هم میخواستند بر ضد آنها کار کنند، بهدلیل نظارت شدیدی که بر این رسانهها اعمال میشد، هرگز قادر بهچنین کاری نبودند.
سیستم ارتباطی رژیم شاهنشاهی
از زمانیکه جرقههای اولیه قیام مردم در 15 خرداد 1342 در ایران زده شد تا بهمن 1357 دقیقا دو جریان در تقابل درگیری علنی و پنهان با هم بودند. جریان رژیم شاه و نیروهای سرکوبگر آن تمام وسایل ارتباطجمعی از تلویزیون و رادیو گرفته تا مطبوعات را در دست داشتند؛ انحصار رسانهای دیکتاتوری بهگونهای بود که اولا از نیروهای انقلابی، چهرهای سیاه، ویرانگر و ضدتمدن بهجامعه ارائه میکردند و از سوی دیگر، وقایع رخدادهای مهم و سرنوشتساز که بازتاب آن در میان مردم برای رژیم نتایج مثبتی بهبار نمیآورد، بهکلی در سکوت سانسور خبری رسانه نادیده گرفته میشد و یا اینکه با صورتی تحریف شده و مخدوش انتشار مییافت. بهطور مثال، هنگامی که امام خمینی در سال 1342 توسط عوامل امنیتی رژیم دستگیر شد، رسانههای وابسته به رژیم هیچ خبری در مورد دستگیری ایشان منتشر نساختند. از طرف دیگر، سیاستهای غربگرای دیکتاتور، فرهنگی را در رسانهها (بهخصوص سینما و تلویزیون) ترویج میداد که تناسبی با عقاید، فرهنگ و دین ملت ایران نداشت. این خود شکافی عمیق میان اعتماد مردم و رسانههای وابسته به دیکتاتوری ایجاد میکرد. زیرا محتوای فرهنگی رسانههای رژیم، غربی، ضد مذهبی و در تقابل با عرفیات و اخلاقیات جامعه مذهبی ایران بود.
ویژگی دیگر نظام رسانهای شاهنشاهی، یک سویه بودن پیامهای ارتباطی بود که به جامعه عرضه میشد. این یکطرفه بودن علاوهبر تضعیف ارتباط عناصر رژیم با مردم، سبب میشد طیف خاصی از نیروهای اجتماعی از آن استقبال کنند که بعضا در بوته حاکمیت دارای نقش و امتیازاتی بودند. یکطرفه بودن جریان ارتباط شامل پیامهای آمرانه و سرکوبگرانه بود، و این نه برای مردم خوشایند بود و نه میتوانست رژیم را از تجاوز و تعدی رسانهای بر مردم باز دارد.
رسانههای انقلابی
رسانههایی که در اختیار نیروهای انقلابی قرار داشت شامل منابر و مساجد، نوارهای ضبط صوت و همینطور اعلامیهها بودند؛ البته از تاثیر دیوارهایی که به شعارهای انقلابی مزین شده بودند هم نمیتوان گذشت. این رسانهها شامل رسانههای سنتی و کوچک میشوند.
در طول 15 سال حرکت به سوی انقلاب، رهبر تبعیدی انقلاب برای پیشبرد اهداف خود از سیستم ارتباطات سنتی استفاده کردند. از آنجا که انقلابیون هیچ رسانه قدرتمند مدرنی در اختیار نداشتند، برای اصلاح کمبودهای رسانهای خود، دست به ابتکارات بیسابقهای زدند.
ویلیام هاکتن، استاد محافظهکار دانشگاه ویسکانسن آمریکا، با در نظر گرفتن تجربه ایران در بهکارگیری ارتباطات سنتی در جریان انقلاب اسلامی گفت: «آنچه در ایران روی داد، بیسابقه و حیرتانگیز بود. در ماههای اخیر دو نوآوری ارتباطی دیگر ماشین زیراکس و نوارکاست، نقش با ارزش خود را در کوششهای انقلابی اثبات کردهاند. در ایران انقلاب آیتالله خمینی اولین انقلاب نوار کاست بود. هزاران نوار کاست که از بیانات آیتالله خمینی پر شده بود در مساجد گذاشته میشد و از چشم پلیس پنهان بود. مهمتر اینکه این ابزارهای کوچک قابل حمل و نقل به دست میلیونها نفر میرسید که از رادیو و تلویزیون و مطبوعات تحت کنترل دولت گریزان بودند. در همان وقت، موقعی که یک شب نامه انقلابی بهطرز مرموزی بهیک دفتر در تهران میرسید، منشیهای هوادار انقلاب فورا از آن کپیهای فراوانی تهیه میکردند و این کار بسیار سریع و مخفیانه صورت میگرفت.»
سیستم ارتباطی انقلاب دارای یک شبکه غیررسمی سازماندهی شده بود که قلب تپنده آن در محل اقامت رهبر انقلاب (پاریس) بود. شاخهها و زیرشاخههای آن سراسر ایران را پوشش میداد. طبق برخی آمارها، عملیات شبکه با بهکارگیری 200 هزار رهبر مذهبی و 90هزار مسجد، بهپیش میرفت. این سیستم در دو سطح فعال بود: هدف اولیهای که سیستم ارتباطی انقلابیون روی آن متمرکز بود؛ پخش و تکثیر عمومی سخنان، پیامها و رهنمودهای رهبر انقلاب از طریق نوار کاست و زیراکس بود. امام خمینی(ره) از طریق این اعلامیهها و نوارها جنبش را در مقاطع مختلف رهبری میکردند؛ با افشای جنایات رژیم و نیز توجه بهطرحها برای آمادهسازی مردم، گروهها را بهاتحاد برای ساقط کردن حکومت و پرهیز از تنش و درگیری دعوت میکردند. در واقع امام خمینی همچون یک متخصص ارتباطات سنتی، به رهبری این شبکه ادامه میدادند.
تحلیل محتوای سخنرانیها، اعلامیهها و پیامهای رهبر انقلاب در نجف، نوفل لوشاتو یا تهران نشان میدهد که ایشان زیرکانه با نشانه گرفتن مشخص شاه و طرح ضرورت سرنگونی رژیم شاهنشاهی و بیان ویژگیهای مدل حکومت اسلامی- بهبهترین وجه- و حفظ تمام مردم حول گروه مبارزان، رهاییبخش توانستند طرح منسجم خویش را در مورد پیروزی انقلاب اسلامی گام بهگام بهاجرا گذارند.
منبر، رسانه چهرهبهچهره
سطح دیگر فعالیت سیستم ارتباطی انقلاب، متوجه گسترش مفاهیم و ارزشهای انقلابی در سطوح زیرین جامعه، در قالب سخنرانیهای روحانیون مستقر در مساجد و دیگر اماکن مذهبی بود.
شاید بتوان از منابر بهعنوان مهمترین و قدرتمندترین این رسانهها در زمان قبل از انقلاب اشاره کرد. با اینکه در آن زمان، رژیم رسانههای بزرگ و مدرن را در اختیار داشت، ولی هیچکدام قدرت و تأثیرگذاری منابر را نداشته است. روحانیون با سخنرانیهای خود علاوهبر اینکه به سخنرانیهای مذهبی و تقویت باورهای مردم میپرداختند، پرده از جنایات رژیم شاه برمیداشتند و مردم را از اوضاع خفقانبار جامعه آگاه میکردند و آنها را بهمبارزه و تظاهرات علیه رژیم دعوت میکردند که واقعا هم مؤثر بودند.
منبر جزو ملزومات اولیه هر مسجد تلقی میگردد. حضور مخاطب در کنار منبر و گوش دادن به وعاظ عملی انتخابی است. بین واعظ و مخاطب رابطه اعتماد وجود دارد. در کنار منبر، سرعت ارتباط زیاد است و ارتباط بهطور کامل صورت میگیرد. در برابر منبر، ارتباط چهره به چهره صورت میگیرد. گوینده رسانه منبر، چهره مردمی است و در طی زمان قداست پیدا میکند. این رسانه بهدلیل فضای سنتی ـ مذهبی جامعه ایرانی، از قابلیت تأثیرگذاری فراوانی برخوردار بود.
روحانیون با مبدل ساختن مسجد به پایگاه نیروهای انقلابی، در عین حالیکه حلقهای واسط میان رهبری انقلاب و تودهها بودند، خود نیز با شرح و تبیین آنچه مدنظر آیتالله خمینی و در جهت اهداف انقلاب بود، تلاش کردند مردم را رهبری و سازماندهی کنند تا در مواقع ضروری بدون واهمه علیه رژیم به خیابانها بریزند و حضور رهبر انقلاب در ایران را خواستار شوند.
در واقع منبر بهعنوان رسانه عمومی اسلام نقش شگفتیساز و حماسی را در انقلاب اسلامی ایفا کرد. زیرا سخنرانان روحانی با استفاده از آن بهعنوان تریبونی در جهت رساندن صدای انقلاب به گوش ملت ایران استفاده کردند.
از منظر ارتباطی، انتخاب تکنیک سخنرانی و خطابه از سوی انقلابیون، حاوی پیام روشن و آگاهانهای است. زیرا سخنرانیها و خطابهها با برقراری ارتباط نزدیک و بدون خدشه، میان سخنران و مخاطبان میتواند بهعنصر تعیینکننده جایگاه ویژهای ببخشد.
پیامرسانی از طریق رسانههای سنتی (منبر) در دو مقطع مهم با کارویژگیهای خاصی صورت گرفت. مقطع اول نهضت، هنوز حضرت امام از ایران تبعید نشده بود و مقطع دوم از تبعید حضرت امام تا پیروزی انقلاب اسلامی را شامل میشود. طیفی از وعاظ در طی این دو مقطع از سال 1341 تا بهمن 1357 در صدد برآمدند با استفاده از رسانه منبر، مشروعیت نظام حاکم را بهچالش بکشانند و توانستند افکار عمومی جامعه را بهسوی نهضت جلب کنند.
آیتالله طالقانی و حجتالاسلام فلسفی بهعنوان دو تن از پیشگامان نوگرای پیامرسانی از منبر نقش بهسزایی در آگاهی مردم داشتند.
این دو شخصیت در مقطع قبل از تبعید امام با رویکردی نو از منبر برای پیامرسانی بهره میبردند و حتی علاوهبر آن در رادیو نیز برنامههای تربیتی ـ اخلاقی ارائه میکردند.
موج دوم پیامرسانی نهضت، از تبعید امام تا پیروزی انقلاب بود. مبارزه و پیامرسانی در زمان تبعید رهبری نهضت از طریق مبارزات علنی و مخفیانه تداوم یافت. تلاشهای آیتالله سعیدی بهعنوان پیشگام پیامرسانی آموزههای نهضت و حجتالاسلام هاشمینژاد بهعنوان پیامرسان نهضت جزو ماندگارترین مبارزات رسانهای انقلاب است.
نوارهای ضبط صوت و اعلامیهها
نوارهای ضبط صوت هم یکی دیگر از رسانههایی بود که آن زمان از آن استفاده میشد. امام خمینی(ره) که آزادی بیان و دسترسیشان به رسانههای جمعی محدود شده بود، برای رساندن پیامشان بهمردم و پرهیز از محدودیتهای تحمیل شده از سوی رژیم، از «رسانههای کوچک» سود جستند. از تبعیدگاه خود در نجف و سپس در پاریس، پیامها را با نوار ضبط صوت و تلفن به ایران میفرستادند.
این نوارها بعدا در شمار هزارها تکثیر و در تمام کشور توزیع میشد. در بسیاری موارد، سخنرانیهای ایشان روی کاغذ پیاده و برای توزیع انبوه تکثیر میگردید.
از دیگر رسانههایی که در اختیار نیروهای انقلابی بودند، از اعلامیهها میتوان نام برد که شامل مطالب گوناگون و مربوط به گروههای مبارز مختلفی بودند و هدف واحدی را دنبال میکردند از جمله: دعوت بهمبارزه، برملا کردن جنایات شاه و...
مهمترین اعلامیههای پخش شده مربوط به بیانات و پیامهای امام خمینی(ره) بود که توسط گروههای مختلف تکثیر و میان مردم توزیع میشد. گروهها نیز خود اقدام به نشر مطالب مورد نظرشان بهاین وسیله میکردند.
با اینکه رژیم پهلوی رسانههای مدرن و بزرگی را در دست داشت و بر آنها بهطور جدی و دقیق نظارت میکرد و در راستای حفظ حاکمیت خود آنها را پیش میبرد، ولی با این حال نتوانست از این رسانهها که یکی از مهمترین و قدرتمندترین ابزارهای هر حکومتی برای نیل به اهداف و حفظ قدرتشان است، استفاده کند ولی در مقابل نیروهای انقلابی با استفاده از رسانههای سنتی و کوچک مثل نوارهای ضبط صوت که قطعا قدرت و کارایی رسانههای حاکمیت را دارا نبودند، توانستند بیشترین تأثیرات را بر مردم بگذارند و حربههای رسانههای حاکمیت را بیاثر کرده و پایههای رژیم پهلوی را متزلزل کنند.