0

رسانه های انقلابی

 
rozgol
rozgol
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 1903
محل سکونت : تهران

پاسخ به:رسانه های انقلابی
جمعه 16 بهمن 1394  3:29 AM

پرسيدم: «در آنجا گفتيد كه طراح آرم جمهوري اسلامي شما هستيد؟ در جواب گفت: «نه، ما براي مراسم ديگري رفته بوديم. چه دليلي داشت كه به امام (ره) بگويم آرم جمهوري‌اسلامي را من طراحي كرده‌ام؟»
براي شكستن سكوتي كه بيشتر ناشي از تعجب خودم بود، دنبال سؤال مي‌گشتم. در نهايت پرسيدم: «حادثة خاصي بوده كه از ديدن پرچم ايران بيش از اندازه خوشحال شويد؟» نديمي ابروهايش را درهم كشيد، مثل آدمي كه داشت به سرعت خاطراتش را مرور مي‌كرد و بعد گفت: «حادثه خاصي به ذهنم نمي‌رسد. هميشه از ديدن پرچم ايران يك احساس داشتم. براي من هم مثل همة مردم، اين پرچم عزيز و مقدس است.»

وقتي خواستم از خودش و احساساتش در مقام خالق پرچم جمهوري‌اسلامي بيشتر بگويد، فضاي گفت‌وگو به سمت ديگري رفت: «اكراه دارم خودم را به اين مسئله سنجاق كنم. هر چيزي كه باعث محدود شدن پرچم شود، خيانت است.»
با مطرح كردن نياز نسل سوم به آشنايي با خاطرات گذشته تلاش كردم كمي از مواضعش كوتاه بيايد و بيشتر درباره خودش بگويد، ولي كوتاه نمي‌آمد: «از نسل سوم و نسل‌هاي آينده خواهش مي‌كنم بگذارند تخيل مخاطب بيشتر كار كند. همة ما از حافظ تصوري رويايي داريم و با لذت غزليات او را مي‌خوانيم، چون حافظ در تخيل ماست. اگر مي‌گفتند آقاي فلاني كه اين خصوصيات را دارد همان شخص حافظ است، آيا آن تصور رويايي نمي‌شكست؟ خواهش مي‌كنم قداست برخي چيزها را مخدوش نكنيد. من مديون اين آرم هستم، نه اينكه آرم مديون من باشد. اين پرچم باعث شده كه من خيلي از كارها را انجام ندهم.»

صداي در كه آمد فهميدم عكاس مجله چه موقع بدي وارد ماجرا شده است. با احتياط گفتم: «عكاس مجله است. من گفتم بيايد.» با حرارت بيشتري خطاب به عكاس ادامه داد: «ممنون كه تشريف آورديد. شما مهمان من هستيد، ولي از من عكس نيندازيد. آقا، اين پرچم مقدس است. مردم آن را دوست دارند، روي تابوت شهدا مي‌كشند، چرا مي‌خواهيد عكس مرا چاپ كنيد؟ اگر فردا رفتم ضد انقلاب شدم چه؟ خواهش مي‌كنم ما آدم‌هاي فاني را به مسائل باقي و مقدس وصل نكنيد.»

از اينجا، سكوت من و عكاس بود و حرف‌هاي پرشور دكتر نديمي. حرف‌هايي كه سعي داشت در مقام استاد به ما بفهماند. دوست نداشت وقتي از پيش او مي‌رويم زير لب غرولند كنيم كه اي بابا اين چه آدمي بود. دوست داشت ما بفهميم كه چرا اين‌همه سال است كه هيچ نمي‌گويد: «خودم را لوس نمي‌كنم. خواهش مي‌كنم بفهميد كه چرا نمي‌خواهم مطرح شوم. اين پرچم متعلق به ملت است، متعلق به اسلام و امام زمان (عج) است.» من كه جرئت نكرده بودم ضبط‌صوت را هم از كيفم بيرون بياورم تا مبادا از انجام گفت‌وگو پشيمان شود، به‌سرعت كاغذهايم را جمع‌وجور كردم. نديمي هنوز با حرارت داشت دلايل سكوت خود را در سال‌هاي اخير مي‌گفت و من در ذهنم مرور مي‌كردم كه فقط بخشي از داستان اين پرچم مقدس را فهميده‌ام و اصل ماجرا در دل خالق آن مانده است. با اينكه دوست داشتم از جزئيات طراحي آرم و پرچم ايران بيشتر بدانم، نگران اين بودم كه همين مقدار از ماجرا را هم از دست بدهم. پس با انبوه سؤالات نپرسيده آمادة رفتن شدم. اگر گفت‌وگو را تمام نمي‌كردم و مي‌خواستم بيشتر با دكتر صحبت كنم، همان كاري را با من مي‌كرد كه چند دقيقه قبل با عكاس كرده بود.



پاسخ به:رسانه های انقلابی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها