پاسخ به:رسانه های انقلابی
چهارشنبه 14 بهمن 1394 12:18 PM
اجتماع و بازداشت علمای تهر ان
خبر دستگیری و بازداشت آیت الله خمینی، از همان صبحگاه پانزده خرداد، تمام مجامع و مقامات روحانی از مراجع تقلید قم گرفته تا مشهد و تهران و... را سخت تکان داد. بازداشت آیت الله خمینی تا آن زمان به آن کیفیت در تاریخ روحانیت شیعه سابقه نداشت. به خصوص که آیات عظام دیگری در ارتباط با ایشان دستگیر و بازداشت شدند. اقدام رژیم در بازداشت آیت الله خمینی مردم را در سراسر ایران و کلیه¬ی مقامات روحانی را غافلگیر کرد و انعکاس آن را در اعلامیه ها و تلگراف های مراجع تقلید قم و نجف و اقدامات علمای تهران و روحانیون دیگر شهرها می توان دید.
پاکروان رئیس ساواک در روز 15 خرداد در مصاحبه مطبوعاتی به بازداشت آیت الله خمینی و آیت الله قمی اشاره کرد و روز 17 خرداد، اسدالله علم در مصاحبه مطبوعاتی به خبرنگاران خارجی گفت:« 15 نفر از بزرگترین پیشوایان مذهبی به زودی تسلیم محکمه نظامی خواهند شد و محکمه نظامی ممکن است به اعدام آن ها رأی دهد.»(11)
صبح روز 15 خرداد جمعی از علمای مشهور تهران راهی منزل حجت الاسلام سیدمحمد صادق لواسانی شدند که راجع به دستگیری آقای فلسفی و سایر وعاظ و آزادی آن ها مذاکره کنند. در بین راه آگاه شدند که آیت الله خمینی بازداشت شده اند. در منزل آقای لواسانی پیرامون مسائل جاری مذاکره کردند. آقای لواسانی تصمیم گرفت به قم برود تا از اوضاع آگاه شود وایشان راهی قم شدند. علما از منزل آقای لواسانی به منزل سید احمد نخجوانی رفتند که در بین راه مواجه با سیل جمعیت و تظاهرات مردم شدند و از آن جا به منزل سید هادی خسرو شاهی رفتند و درباره نحوه¬ی اقدامی که باید انجام گیرد گفتگو کردند. این عده سپس به منزل سید علینقی تهرانی رفتند و چون اطلاع پیدا کردند که آیت الله خمینی را به تهران آورده و بازداشت کرده اند تصمیم می گیرند آن ها نیز دسته جمعی خود را به شهربانی معرفی کنند تا مانند آیت الله خمینی بازداشت شوند.(12)
صبح جمعه 17 خرداد حدود پنجاه نفر از علمای تهران در منزل آقای خلخالی حضور یافتند و خود را آماده می کنند که راهی شهربانی گردند. در این موقع سرهنگ طاهری و نیروهایش سر رسیدند و همه¬ی علما را دستگیر و به شهربانی بردند و در همان اتاقی که آقای فلسفی و سایر وعاظ تهران نگه داشتند بردند. یکصد نفر از علما و اهل منبر را در همان یک اتاق جا دادند، به طوری که شب هنگام از تنگی جا ناچار همه متصل به هم خوابیدند. اما چون دستگیری علما که هر کدام امام جماعت با نفوذ یک محله و نقطه تهران بودند علاوه بر بازداشت وعاظ، ممکن بود هیجان عمومی بیشتری ازجانب مردم در پی داشته باشد علاوه بر این علما گفته بودند ما خود آماده هستیم که به شهربانی برویم و این عوامل باعث شد علما را آزاد کنند ولی آن ها از رفتن امتناع می ورزند. بعضی را مجبور به رفتن کردند اما آقای فلسفی و چند تن از ائمه جماعت را نگاه داشتند.(13)
پس از آزادی علمای تهران و اجتماع مراجع قم و مشهد و علمای بزرگ شهرستان ها، آیت الله گلپایگانی به علمای تهران پیغام می دهد که اگر صلاح هست من هم بیایم، ولی علمای تهران در جواب می گویند صلاح نیست شما بیائید. در قم بمانید تا سنگر خالی نماند مبادا دشمن به آن دستبرد بزند.(14)
بازداشت آیت الله قمی درمشهد
از آغاز نهضت روحانیون آیت الله میلانی و آیت الله قمی نیز در تمام مراحل همراه دیگر مراجع به مبارزه با دولت علم برخاستند. مبارزات آیت الله قمی پس از رفع غائله انجمن های ایالتی و ولایتی شدت یافت تا این که در موقع رفراندوم شاه شدیدتر شد و بر اثر اعلامیه های ایشان و بیاناتی که ایراد کردند چندین بار خانه ایشان محاصره شد. بعد از حادثه مدرسه فیضیه اقدامات ایشان شدت گرفت و به موازات آن حملات دستگاه به ایشان بیشتر شد. بیانات ایشان در مخالفت با رژیم و حمایت از مراجع در تاسوعا و عاشورای سال 42 اوج بیشتری گرفت.(15)
تلاش های انقلابی علما و مردم مبارز خراسان در روزهای تاسوعا وعاشورا به اوج خود رسید. به طوری که از شهرستان های خراسان دسته های مختلف مردم برای حمایت از آیت الله قمی به مشهد آمدند. آن ها با حضور خود در خانه های علما، پشتیبانی خود را از نهضت اسلامی اعلام کردند.(16)
ساعت 8 روز 15 خرداد مجلس سوگواری در منزل آیت الله قمی برگزار شد. آیت الله قمی ساعت 9 در مجلس شرکت نمود و طباطبایی و آیت الله شیخ عباس واعظ طبسی بر روی منبر رفتند و در مورد مسائل روز و حکومت معنوی و دنیوی سخنرانی کردند.(17)
آیت الله قمی هنگام ظهر برای اقامه نماز جماعت، عازم مسجد گوهر شاد شد. عده زیادی از تجار و تعداد زیادی از مردم با او بودند.(18)
به فرمان فرمانده لشکر 12 خراسان و سرپرست شهربانی های استان خراسان دو گروه از سربازان، برای دستگیری آیت الله قمی تعیین شد: سرپرستی یک دسته به عهده سروان قوامی و معاون ستوان یکم حیدری و سرپرستی دسته دوم به عهده سروان شجاعی و معاون ستوان یکم برهانیان سپرده شد. آن ها در اطراف بازار سرشور و اطراف منزل آیت الله قمی جای گرفتند. آیت الهر قمی هنگام ظهر به مسجد گوهرشاد رفت اما مأمورین ویژه درب های مسجد را پشت سر ایشان بستند. وقتی هم از مسجد بیرون آمد، از خروج جمعیتی که با ایشان نماز خوانده بودند، جلوگیری کردند افرادی که پشت در مانده بودند و منتظر برگشتن او بودند، با او به راه افتادند. آیت الله قمی از طرف بازار به طرف حمام شاه حرکت نمود. در سه راهی حمام، ایشان به وسیله گروهی که در این مکان جای گرفته بودند، دستگیر و از آن جا دور گردید.(19)
یکی از اطرافیان آیت الله قمی به نام حاج کریم کبابی و چند نفر دیگر فریاد کشیدند آی مردم! نگذارید آقا را ببرند! ولی آیت الله قمی از داخل ماشین به مردم اشاره کرد که کاری نکنند.(20)
پس از دستگیری آیت الله قمی، منزل ایشان به محاصره نیروهای مسلح در آمد؛ در خانه را شکستند و به آن وارد شدند و در و دیوار را به گلوله بستند؛ افراد خانواده ایشان علیرغم ناراحتی از بیماری، دستگیر و به زندان فرستاده شدند.(21) آیت الله قمی پس از دستگیری با آمبولانس ارتش به فرودگاه شماره یک ارتش اعزام شد و تحویل مأمورین ویژه گردید؛ از ایشان بازرسی بدنی به عمل آمد. دو نفر از همراهان آیت الله قمی به نام های محمد علیزاده و موسی صرافان با ایشان بازداشت شدند.(22)
نقص فنی هواپیمای حامل آیت الله قمی ، موجب شد ایشان را با آمبولانس همراه مأمورین، بدون توقف به نزدیکی تهران رساندند. در آن جا چند کامیون پر از سرباز که در انتظار بودند، ایشان را تحویل گرفتند و به زندان قصر بردند و در سلولی که با سلول آیت الله خمینی بیش از دو متر فاصله نداشت، زندانی شد.(23) ایشان چند روز بعد طی تلگرامی به طور شجاعانه از زندان به آیت الله گلپایگانی گفتند:« برای احقر بسی افتخار است که در راه دین چند روز تأسی به بزرگان دین کنم، خاصه در این ایام.»(24)
مردم مشهد در اعتراض به دستگیری آیت الله خمینی و آیت الله قمی، بازارها را بستند و دست به اعتصاب فراگیر و همگانی زدند. بسیاری از وعاظ که تبلیغات علیه اقدامات رژیم پهلوی کرده بودند، بازداشت شدند درب های مسجد گوهرشاد از 15 تا 18 خرداد بسته بود و از 18 خرداد فقط شش نفر از دوازده امام جماعت آن، جهت اقامه نماز در مسجد حاضر شدند.(25)
مردم در نگرانی به سر می بردند؛ بسیاری از مغازه ها بسته بود و تلگراف های زیادی درباره آزادی آیت الله خمینی و آیت الله قمی و محلاتی از طرف طبقات مذهبی مشهد به نخست وزیری مخابره شد.(26)