پاسخ به:رسانه های انقلابی
دوشنبه 12 بهمن 1394 3:10 PM

به گزارش خبرنگار شاخه طوبی، بی تردید نقش زنان در مبارزات سیاسی دوران شاه و مظلومیت مضاعف آنان در زندان های رژیم ستمشاهی، تاثیر تعیین کنندهای در تسریع روند انقلاب و دستیابی به پیروزی داشت. اوج سبعیت رژیم پهلوی در تقابل با زنان مبارز، بیشتر و نمایان تر به نمایش گذاشته می شد.
نیره قادری یکی از زنانی است که در آن زمان با پخش اعلامیه و شرکت در تظاهرات بر علیه شاه فعالیت های انقلابی داشته است.
وی نیز در سال 57 که اعتصاب فرهنگیان به علت رژیم شاهنشاهی صورت گرفته بود تنها فردی بود که از مدرسه 9آبان در این اعتصاب شرکت کرده بود.
در ادامه گفتگوی جذاب و خواندنی نیره قادری، عضو شورای شهر سمنان با خبرنگار شاخه طوبی را بخوانید:
بانوی سمنانی که اعلامیه و عکس امام خمینی را در زمان شاه پخش می کرد
خانم قادری از خاطرات زمان قبل انقلاب برایمان گفت: در آن زمان خانواده ام (برادر و مادر و شوهرم) علیه رژیم شاهنشاهی کارهایی انجام می دادیم و بیشتر وقت ها ساواک به منزل پدرم برای بازدید می آمدند.
وی افزود: یک روز که شوهرم برای ماموریت رفته بود من خانه مادرم بودم و به برادر کوچک ترم گفتم: بیا باهم به خانه مان برویم و برگردیم، وارد خانه که شدم چند دقیقه ای طول نکشید که زنگ خانه به صدا درآمد.
این بانوی مبارز انقلابی با چهره ای آشفته ادامه داد: درب خانه را باز کردم و دیدم ساواکی ها هستند، انگار کل مسیر راه را تعقیبم می کردند.
ساواکی ها گفتند: خانم قادری. گفتم: بله. بفرمایید؟؟ آن ساواکی گفت: برای بازدید خانه آمدیم. من گفتم: شوهرم نیست من را هول دادند و به خانه ریختند.
این عضو شورای شهر با بیان اینکه آن لحظه در خانه یک عکس امام خمینی و تعداد بسیاری اعلامیه در زیر فرش داشته است، گفت: ترس وجودم را فراگرفته بود و آنها شروع به بازدید کردند و گفتند: شما در این خانه بمب علیه شاه درست می کنید. گفتم: نه!!! بعد توهین کردند و بقیه کارشان را ادامه دادند از یخچال گرفته تا ساعت دیواری.
وی افزود: آنها دنبال وسایل بمب بودند ولی چیزی پیدا نکردند و به اتاق رفتند عکس امام خمینی را دیدند و آنها حتی امام را نمی شناختند و به همدیگر گفتند: این آیت الله شریعت مداری است؟ گفتم: نه ایشان ایت الله خمینی است که یک دفعه از دو طرف با انتهای اسلحه به پهلوهایم زدند و من دوباره گفتم: ما طرفدار امام خمینی هستیم و تا زمانی که شاه است ما با شما مبارزه می کنیم.
قادری با اشاره به اینکه همسایه ها دیده بودند ساواک به خانه ما ریخته به برادر بزرگترم خبر داده بودند، اظهار کرد: برادرم آمد و آنها اجازه ورود به برادرم را ندادند و ساواکی ها به من گفتند این صورتجلسه را امضا کن و با ما بیا که برادرم گفت: به جای او من را ببرید که برادرم را به ژاندارمری بردند و شکنجه کردند.
برای ورود امام از فرودگاه مهرآباد تا میدان آزادی را گل چیده بودند
این بانوی مبارز انقلابی از زمان ورود امام به ایران برایمان گفت: در 12 بهمن 57 وقتی امام به ایران آمد ما برای دیدن ایشان به تهارن رفته بودیم.
وی افزود: از فرودگاه مهرآباد تا میدان آزادی گل چیده بودند و جمعیت بسیاری برای استقبال امام آمده بودند و امام وقتی وارد بهشت زهرا شد جمعیت به سمتش رفتند صحنه بسیار زیبایی بود.
دیدار خواهران سمنانی با امام خمینی
قادری از خاطرات بعد از پیروزی انقلاب وقتیکه به دیدار امام رفتند، گفت: تصمیم گرفتیم که خواهران سمنانی را به دیدار امام خمینی در شهر قم ببریم که 10 روز پیگیری کردم و به هر شکلی بود اجازه رفتن را گرفتم.
وی افزود: حدود 700نفر از خانم ها از شهر سمنان برای دیدار امام رفتیم وقتی به آنجا رسیدیم من جلوتر به دفترشان رفتم. مسئول دفتر امام یک دفعه گفت: امام امروز ملاقات ندارد.
این بانوی فعال انقلابی در ادامه تصریح کرد: آن لحظه انگار دنیا سر من خراب شده بود. گفتم: یعنی چه هماهنگ کرده بودم گفت: این دستور خودشان است ملاقات های امروز را کنسل کردند. با گریه از او خواستم که امام را راضی کند که مسئول دفتر امام گفت: من هرچه می گویم شما سر حرف خودتان هستید پس به آن اتاق بروید ببینید می توانید کاری کنید.
خانم قادری از لحظه ای که وارد اتاقی شد که امام در آن بود برایمان گفت: وارد اتاق که شدم روبرو امام نشسته بود و من از ذوق دوباره گریه افتادم و گفتم آقاجان ما از سمنان آمدیم جانم به فدایتان لطفا یک دیدار کوتاه با خواهران داشته باشید که ایشان با نگاه خاصی گفتند می آیم.
وی ادامه داد: با خوشحالی از اتاق بیرون آمدم و به محلی که خواهران در آنجا بودم رفتم. چند لحظه بعد امام آمد و قبل از اینکه ایشان سخنان خود را آغاز کند من درباره حجاب و عفاف صحبت کردم و بعد امام نیز در ادامه حرفهایم درباره حجاب با خواهران حرف زد.
مقداری پول و طلا؛ اهدایی زنان سمنانی به امام خمینی
این بانوی فعال از اهدایی خواهران سمنانی به دفتر امام برایمان گفت: در آن زمان هرکس که به دیدار امام می رفت، از شهر خود مقداری پول و طلا از مردم برای خون هایی که برای انقلاب داده شده جمع آوری می کردند و می بردند.
وی افزود: ما هم مقداری پول و طلا را با هماهنگی آیت الله شاهچرغی جمع کردیم و روزی که برای دیدار می خواستیم برویم با خود بردیم و بعد از سخنرانی ایشان به دفتر امام برای تحویل طلا و پول رفتیم و به آنها این مبالغ را اهدا کردیم.