پاسخ به:رویدادهای روز دوازدهم
دوشنبه 12 بهمن 1394 11:34 AM
وقتی او نبود، خورشید اشتیاق نورافشانی نداشت و پنجره ها از تماشا محروم بودند.
روزگار، روزگارِ تارهای سیاه بود؛ تنیده بر قامت آزادی. اهریمن، مشاطهوار، خود را در آیینه ی «کورش» به تماشا ایستاده بود؛ آیینه ای که قامتهای حقیر را، هیچگاه تحمّل نمیکرد.
یاران آفتاب، در سیاهچالها به دنبال روزنه ای بودند که نگاه سبز خود را به آن عادت بدهند و مردان حماسه و عشق، در انتظار فرصتی، تا شور حسینی علیه السلام را در قیام خمینی رحمه الله تجلّی بخشند.
…انتظارها به سرآمده بود و «فرودگاه مهرآباد»، سرشار از تبسّمِ عشق و ترنّم مِهر، به قدمهای آفتاب بوسه میزد.
عطر گلهای سرخ، با سرودهای سبز آمیخته شده بود. چشمه ها، جاری، درختان، بهاری و پرستوها، محو بیقراری بودند. آنچه از نگاهها میتراوید، امید بود و شادی، صداقت و اشتیاق.
دستها بوی گل میداد و دلها بوی خدا.
هرکس به آسانی میتوانست پنجره را باز کند و آزادی را با تمام وجود لمس نماید.
امام رحمهالله به «استقلال» و «آزادی»، عظمت بخشید؛ تا در کنار «جمهوری اسلامی»، نشان دهنده ی آرمانی ترین مکتب انسان باشند. خاطره ی حضورش، مقدسترین تصویر انقلاب در قاب دلهاست.
یاد آن گرامیترین، گرامی باد.
