0

جام جم اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

در قسمت کتاب
شنبه 10 بهمن 1394  6:42 PM

دوش کردم به خرمی عزمی

که بدین جام نو کنم بزمی

دل چو در خانه مست شد زین می

رخ به صحرا نهاد و من در پی

بنشستیم چون به دشت آمد

جام پر کرد و می به گشت آمد

باده‌ای بود سخت مرد انداز

شد حسابی ضرورت از آغاز

با که و کی؟چگونه؟ چند خورد؟

تا شود مست و ره به خانه برد

چو ز من دور گشت مستوری

برگرفتم علم به دستوری

قسمتی راست کردمش به سه دور

تا بنوشنده بر نباشد جور

دور اول نشاط بخشد و نور

کند از دیده خواب غفلت دور

اندر آید سرت به گفت و بگوی

عالمی دیگرت نماید روی

دومین دور شیر گیر کند

در فنون هنر بصیر کند

راه یابی به آزمایش‌ها

پرده بر خیزد از نمایشها

در سوم دور چون کنی نوشش

بنماند نهاد را پوشش

روح را قوت شباب دهد

سر آز و امل به خواب دهد

این سه دور ار به سر توانی برد

راه ازینجا بدر توانی برد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها