اسم من «عسل» است!
چهارشنبه 8 دی 1389 4:18 PM
| هم دوا هستم، هم غذا اكسير طول عمر را در من جستجو كنيد هيچ نوع ميكربي در من اثر ندارد....زيرا دشمن سرسخت آنها هستم. شفابخش زخمهاي دهان بوده سستي اندام و عضلات را از بين ميبرم. پادزهر خوبي براي سموم مختلف هستم. دوست كبدم و سنگهاي كليه و مثانه را خرد ميكنم. و خلاصه هزاران خاصيت ديگر كه كمتر كسي از آن مطلع است! مرا به فارسي انگبين، و برادر ارجمندم را كه خوراك ملكه كندو بوده، و داراي اكسير جواني و طول عمر است، شاه انگبين گويند - شهد - نوش - نوشابه - هم به من گفتهاند. من از زمانهاي خيلي دور، يعني قبل از پيدايش انسان در كندوهاي طبيعي، در لابلاي صخرهها و شكاف درختان جنگلي وجود داشتم، من از نيكنوش گلها و برگها و دمبرگها كه بوسيله زنبور عسل كشيده ميشود درست ميشوم زنبور عسل تمدني بسيار قديمي دارد و قوانين كندو از زماني اجرا ميشد كه انسان آشنا به مقررات انتظامي و حقوقي نبود، مصريان و ايرانيان عهد باستان، تقريبا چهارهزار سال پيش به اصول كندوداري و پرورش زنبور عسل همت گماردند، سقراط مرا اكسير طول عمر ميدانست. من تنها ماده قندي بودم كه قبل از قند، كام انسان را شيرين كرده و ارزش غذايي خود را در طول تاريخ حفظ نمودهام. در مقابر فراعنهي مصر، كوزههايي پر از عسل ساليان دراز باقي مانده، و هنوز با گذشت چهل قرن فاسد نشده، و مقداري از منافع خود را حفظ كرده است و اين خود از عجايب ذاتي من است كه با وجود شيريني، ترش نميشوم، كپك نميزنم و تغيير ماهيت نميدهم. در قرآن مجيد سورهي مباركهي «نحل» در شأن من نازل شده و اين افتخاري بس بزرگ براي من است. عدهاي مرا هم دوا و هم غذا دانستهاند. من اين تعريف را قبول ندارم، زيرا دوا معمولا به آن دسته از گياهان اطلاق ميشود كه با بدن انسان بيگانه بوده و پس از تأثير، زيان فراواني به دنبال ميآورد و با توجه به اينكه در عصر حاضر، بعضي از داروها بيفايده و خطرناك ميباشند كمال بيانصافي است اگر كسي مرا دوا بخواند، من با بدن انسان آشنا و يكي از غذاهاي اصلي شما هستم كه بدون تشريفات و به آساني هضم شده، جذب ياختههاي عضلات شما ميگردم. بهترين تعريفي كه تاكنون از من شده، و سزاوار آن ميباشم شفا است كه بنا بر مندرجات قرآن مجيد، در من وجود شفا موهبتي است كه ايزد توانا آنرا در نيكنوش گياهان به وديعت نهاده و براي آنكه انديشمندان پي به عظمت دستگاه آفرينش برند، به زنبور عسل دستور داده است كه آن را از شيره گلها و برگها گرفته، و مرا كه حاوي نيكنوشهاي گوناگون به رنگهاي مختلف هستم بسازد. اسرار ساختمان من با وجود پيشرفتهاي علمي هنوز بر زيستشناسان و دانشمندان ديگر كشف نشده، و فقط ميدانند كه زنبور عسل پس از مكيدن شيره گياهان آنرا به كيسهي عسل كه در شكم است برده و پس از چند عمل شيميايي ناشناخته و محرمانه، آنرا به مايعي خوشبو و خوش طعم، مقوي، نشاطآور، و نيكو خصال تبديل كرده و در خانههاي مومين كه قبلا ساخته شده است، ذخيره مينمايد. براي تهيه يك كيلو از اين شهد گوارا زنبور ناگزير است دو ميليون دفعه روي گلها بنشيند و براي شما انگبين تهيه نمايد كه هم غذا باشد و هم شفا، حال اگر زنبور بجاي مكيدن شيره گلها از قند سفيد استفاده كند، فرآورده او را نميتوان عسل ناميد و به همين جهت است كه در قوانين كشورهاي مترقي، عسل به شهدي اطلاق ميشود كه آنرا زنبور عسل پس از تغذيه از گياهان مختلف ساخته باشد. هنر من تنها شفاي بيماران نيست، بلكه اكسير طول عمر نيز در شاه انگبين قرار دارد، و از اين رو مشاهده ميفرماييد كه عمر ملكه زنبور عسل كه تنها از شاه انگبين تغذيه ميكند، چهار تا پنج سال ميباشد. در صورتي كه عمر زنبورهاي كارگر تابستاني شش تا هشت هفته و عمر كارگر زمستاني كه از اضافات شاه انگبين بهرهمند ميشوند، شش تا هشت ماه است. حال ببينيد دو زنبور كه يكي از انگبين و ديگري با شاه انگبين تغذيه ميكند، چقدر تفاوت طول عمر دارند. اين كه گفته شد خدا شفا را در نيكنوش ما قرار داده است، تنها يك ادعا نيست، بلكه متكي به دلايل علمي و تجربي زير ميباشد، نخستين تجربهاي كه آزمايش آن با وسايل علمي امروزي بسيار آسان است، اين است كه شما ميتوانيد مقداري ميكرب خطرناك را با من مخلوط كنيد و ببينيد با اين كه من يك مادهي غذايي كامل هستم و بايستي محيط خوبي براي پرورش ميكربها و قارچها باشم، نه تنها اين موجودات در روي من رشد نمينمايند، بلكه به زودي از بين رفته و اجساد آنها نيز به تدريج محو و نابود خواهد شد. اين تجزبه كوچك و بسيار آسان از آن جهت شايان توجه است كه من فاقد مواد سمي هستم و با اين حال، خاصيت ميكربكشي و ضد عفونيكنندهي من از قويترين زهرها زيادتر و از همه آنتي بيوتيكها وسيعتر است. ممكن است بعضي بپرسند كه من با كدام اسلحه به جنگ اين موجودات خطرناك ميروم، و چگونه اين جانوران موذي را از بين ميبرم. سؤالي است بسيار بجا و منطقي. من داراي چندين نوع آنتي بيوتيك خوراكي و بي ضرر با طيفي وسيع كه انسان نسبت به آنها حساسيت ندارد بوده و نيز داراي تشعشعات راديواكتيو، و از همه مهمتر داراي مقداري دياستاز و عوامل زنده هستم كه ميتوانند اين ميكربها را خورده و از بين ببرند و حتي قادرند هر مادهي خارجي را كه با عسل مخلوط شود از خود برانند و روي همين اصل است كه عسل مخلوط و تقلبي به آساني شناخته شده و حتي اگر قند هم به آنها بزنند، به صورت شكرك درآمده متقلبين را رسوا مينمايد. اين عوامل زنده كه در عسل هر چه تازهتر باشد بيشتر است هنرهاي بسيار دارند كه دانستن بعضي از آنها خالي از لطف نيست. اولين كار اين دسته تجزيهي قند چغندر به قندهاي انگور و توت است و با اين كه ابتدا من داراي مقداري از نوع قند چغندر هستم معذلك پس از چندي فاقد آن شده، و تمام قندهاي من، تجزيه شد به قند توت تبديل ميشود عوامل زنده ميتوانند مواد نشاستهاي و چربي را نيز تجزيه و تبديل نمايند و روي همين اصل است كه قويترين ميكربها و قارچها در برابر آنها ياراي مقاومت ندارند. اگر شما عسل تازه را روي پينههاي دست و پا و زبريهاي روي زانو و آرنج بماليد، آنها را از بين خواهد برد و با همين حربه است كه من ميتوانم سنگرهاي ميكربهاي كهنه و مزمن را خراب كرده و به داخل آنها نفوذ نمايم. يكي ديگر از خواص شفابخشي من آن است كه هر دارويي با من مخلوط شود و يا همراه من مصرف گردد خاصيت بهي بخشي آنرا چند برابر مينمايم، و روي همين اصل مسلم بود كه پزشكان و داروسازان قديم بيشتر داروها را همراه من تجويز و تهيه ميكردند. من با داشتن قند فراوان سركه نميشوم و قندهاي من با شيريني فراواني كه دارند، به دندانهاي شما صدمه نميزنند، بلكه ميتوانند آنها را سفيد و لثهها را محكم سازند. خاصيت ضد عفونيكننده من، اگر تاكنون بر شما ثابت نشده است ميتوانيد يك كاسه عسل و يك كاسه شربت قند را كنار هم بگذاريد. پس از چندي خواهيد ديد كه پشه و مگس در روي كاسه شربت جمع شده، ولي جرأت نزديكي به عسل را ندارند. شما ميتوانيد از خاصيت ضد عفونيكننده من براي كليه امراض جلدي به صورت خالص و يا مخلوط با مواد گياهي ديگر استفاده كنيد - مضمضه با شربت من براي زخمهاي دهان و غرغره با آن جهت اورام گلو بسيار سودمند است. بهترين خمير دندان را ميتوانيد از تركيب من با مواد ديگر درست نماييد و ماليدن خالص من به لثه و دندان نيز نافع است و سبب روييدن گوشت نو ميشود. من معده و عروق را باز ميكنم ليزابههاي بلغمي را جذب و از عمق بدن بيرون ميآورم. براي سستي اندام و عضلات و استسقاء و ورم طحال مفيد ميباشم. بادشكن بوده براي معالجه قولنج روده تجويز شدهام، پادزهر سموم، مخصوصا مسموميت غذايي هستم و دوست كبد و شكننده سنگهاي كليه و مثانه ميباشم. من به علت طعم شيرين، خاطرخواه زياد دارم و ناسازگاري غذا را از بين برده، غذاهاي ناگوار را گوارا ميسازم. چون زود جذب ياختهها ميشوم، هر دارويي كه همراه من خورده شود به سرعت اثر نيكنوش را خواهد بخشيد. من حاوي تمام ويتامينها و تمام عناصر معدني مورد نياز بدن انسان هستم و كمبودهاي غذايي را جبران مينمايم، با داشتن قند زياد، آن گونه كه ساير قندها براي مبتلايان بمرض قند ضرر دارند زيانبخش نيستم. ترشحات غدد داخلي و بزاق را تعديل ميكنم و براي معالجه سختي عمل بلع و خشكي گلو و درمان سرفه زياد توصيه و تجويز شدهام. مبتلايان به مرض كمخوابي و بيخوابي ميتوانند از من استفاده كنند. قبل از خواب چند قاشق مرباخوري از شهد گواراي من ميل نمايند. براي رفع دل درد و يبوست و كماشتهايي ميتوانيد از من استفاده كنيد. خوردن من جريان خون را آسان ميكند و كندي آنرا از بين ميبرد و گرفتگي مويرگها را باز مينمايد و از سكته قلبي جلوگيري مينمايد. براي زخم معده و امعاء مفيد است و ترشي معدي را از بين ميبرد و اشتها به غذا را زياد ميكند. در دوران پيري براي حفظ سلامتي انسان، غذايي مناسبتر از من نيست. به اشخاص سالخورده بگوييد كه تا ميتوانند از خوردن قند سفيد كه بيجان و مرده است خودداري كرده و از شهد من كه زنده و فعال است تناول نمايند. در صنعت داروسازي از وجود من براي شيرين كردن داروها بجاي قند استفاده ميكنند تا بيماران شما شفاي عاجل پيدا نمايند. مرا همراه خمير دندان كنيد تا كرمخوردگي را از بين ببرم. در حبها - در شيافها و پمادها از من داخل كنيد تا اثر معجزه آساي آنرا ببينيد. در شهرهاي جنوبي فرانسه، شربت مرا با مخمر آبجو مخلوط كرده و مينوشند. عمل آنها چندان خوب نيست. زيرا مخمر آبجو قادر نيست با من رشد نمايد. خوردن من همراه با كندر جهت پاك كردن سينه و قصبةالريه و استسقا و بند آمدن ادرار و شكستن بادهاي سرفه و دفع سموم مخلوط با آب مقطر يا باران جهت زياد شدن ادرار و خورد شدن سنگهاي كليه و مثانه و رفع تشنگي بسيار نافع است. سرمه من به تنهايي يا مخلوط با آب پياز جهت شفاف شدن چشم و رفع خارش پلك و جلوگيري از آبريزش چشم مفيد است. اين خواص و هزاران منافع ديگر موقعي در من جمع است كه تقلبي و ساختگي نبوده، بوسيله زنبور عسل از نيكنوش گلها تهيه شده باشم. سكنجبيني كه با من تهيه شود، بهترين مشروبات بوده، و صفرابري اعلا ميباشد. شربتها و مرباها و مارمالادها و شيرينيها را با من درست كنيد تا از زندگاني لذت ببريد. از نوع وحشي من هنوز در بعضي از كوههاي ايران خصوصا بلوچستان و كردستان پيدا ميشود و بسيار لذتبخش ميباشد. بهترين نوع محصول من، محصول بهاره است كه از گلهاي معطر بهاري بهرهمند گرديده است. پردهاي از موم كه زنبور عسل روي من ميكشد، بهترين نشانهي اصليت من است. اگر اين پرده را به عنوان ماسك زيبايي به روي صورت خود بكشيد و پس از چندي آنرا با آب پاك كنيد، و با آب نيم گرم بشوييد، چين و چروك و گوشتهاي اضافي و پست و بلنديهاي كوچك را از بين ميبرد و به لطافت پوست شما كمك ميكند. به مبتلايان به جوش غرور توصيه كنيد كه همه روزه كمي عسل به صورت خود بمالند و آنقدر با دست مالش دهند تا از بين رود و بدون شستن آثار آن ديده نشود. اگر چند روز مرتبا به اين كار ادامه دهند، جوش از بين رفته و آثار آن نيز محو ميگردد. ممكن است بعضي از زنبورها به گل خرزهره و چند گل سمي ديگر عادت كنند، و محصولي سمي تهيه نمايند. اين كار به ندرت اتفاق افتاده و قابل جلوگيري است. نيكنوش يك كلمه فارسي است و فرنگيها به آن نكتار گويند. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.