0

اسم من «شنگ» است!

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اسم من «شنگ» است!
چهارشنبه 8 دی 1389  4:15 PM

برگهاي من از خونريزي معده جلوگيري مي‏كند. اگر مسموم شديد از ريشه‏ام استفاده كنيد. براي رماتيسم مفيدم و آب ريشه خام من زگيل را از بين مي‏برد. براي مسلولين نفع بسيار دارم. گل من را بر روي محل سوختگي قرار دهيد تا از قدرت آن التيام سوختگي پي ببريد!
فارسي من شنگ است، در شيراز و اصفهان به من آلاله شنگ و در خراسان ريش بز خالدار خطاب مي‏كنند. به من گياه قندرون، سنسفيل، تسلسفيل، اسپلنج و اسفلنج هم مي‏گويند. عربي نوع چمني من كه برگهاي آن باريك‏تر از من مي‏باشد، لحيه التيس و زنب الخيل است، ولي در عراق و شامات به آن اذناب الخيل مي‏گويند. من در چمنزارهاي نمناك شمال ايران، عمارلو، بين كبوتر چاي و زرد چين، ايسپيلي ييلاق دامنه البرز، مخصوصا افجه و نارون مي‏رويم و نوع چمني من در مغرب ايران، تفرش، اراك، كوه شاهو و كردستان زياد است، و در اروپا به علت زيبايي گل من گياه مرا پرورش مي‏دهند. گياه شناسان قديم نوع حقيقي مرا نر و نوع چمني را ماده مي‏دانستند، و در زبان فرانسه به من يارب دوشوو، در فاصله ارديبهشت تا تير ماه ظاهر مي‏شود ريشه گياه من داراي لعاب بوده و كمي تلخ است و خوردن آن اشتها را فوق العاده زياد مي‏كند. ريشه من خلط آور و نرم كننده سينه و التيام دهنده زخمهاست. از برگهاي من در سالاد استفاده مي‏كنند و ايرانيان آن را مانند كاهو و كاسني با سركه و بدون آن مي‏خورند، چون بسيار خنك مي‏باشم. خوردن برگهاي من اسهال و خونريزي معدي را بند مي‏آورد و از خونريزي سينه جلوگيري مي‏كند و براي مسلولين نافع است.
ريشه من براي جلوگيري از اسهال و خونريزي، از برگ من قويتر است و خوردن خيسانده آن در شراب براي جلوگيري از خونريزي رحم تجويز مي‏شود پاشيدن برگ و گل خشك شده من در روي زخمهاي چركي و متعفن سودمند مي‏باشد ضماد آنرا براي التيام عصب قطع شده مفيد دانسته‏اند ضماد گل من با موم جهت سوختگي آتش مفيد است حكيم محمد بن زكرياي رازي خوردن ريشه گياه مرا پادزهر سموم مي‏دانست. عصاره گياه من كه در طب سنتي ايران طرثوث خوانده شده است پادزهر قوي است و در ساختن ترياق فارون به كار مي‏رود. براي معالجه نزله ريوي، نقرس، رماتيسم و امراض جلدي جوشانده شصت گرم ريشه مرا تجويز كرده‏اند. اگر مرا پختند هرگز آب آن را دوز نريزند بلكه آن را بنوشند، زيرا منافع من در آب جوشانده جمع مي‏شود. عصاره من جهت درمان كچلي و زخمهاي جلدي مفيد است. آب ريشه خام من زگيل را از بين مي‏برد.
قندرون‏
چنانچه گياه شنك چمني را قطع كنيد، از آن يك ماده كائوچو كي ترشح مي‏شود، كه به آن قندرون و قندران مي‏گويند. اين ماده در برابر هوا سفت مي‏شود و ايرانيان آن را مانند سقز مي‏جويند و چنانچه كمي خرارت به آن بدهيد، به صورت كش در مي‏آيد و با آن بهترين لاستيك را مي‏توان ساخت، ولي چون مقدار آن كم است و ساختن لاستيك با آن به صرفه نيست. قندرون از دوستان كبد بوده و سريع الهضم است و از احتقان خون جلوگيري كرده، جويدن آن هضم غذا را آسان مي‏كند، اشتها را زياد مي‏نمايد. براي پاك شدن سينه از اخلاط نافع است. براي شش و قلب نيز مفيد مي‏باشد. خوردن مقدار كمي از آن، شب مواقع خواب براي تسكين سرفه تجويز شده است، ضماد آن با سندروس يا زرده تخم مرغ نيم برشته بر روي زخم جهت التيام و روياندن گوشت سودمند مي‏باشد. ضماد گداخته آن با پيه بزجهت رفع كجي ناخن و درد عضلات و ترك پوست و شقاي مزمن مخصوصا با كمي شنجرف نافع مي‏باشد و با روغن زيتون جهت تحليل ورمها و شكاف كشاله ران و تقويت اعصاب و خارش نافع مي‏باشد. مقدار خوراك آن يك مثقال است.
زبان خوراكيها جلد دوم دكتر غياث الدين جزايرى

برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوست‌اش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من می‌خواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها